تبليغاتX
حریر - ....حول حالنا

یکشنبه چهارم تیر 1385

....حول حالنا

.......حول حالنا اولین چیزی بود که وقتی نظرات دوستانم را دیدم درخاطر امد . انقدر از این همه در شگفت شدم که به الی احسن الحال نرسیدم.(قابل توجه ارتباطی ها :اینجا یک رمز است انرا پیدا وبرای ما پست کنید).

و انقدر از این همه همهمه مبهوت ماندم که ناگهان از حال برفتم.درعالم مکاشفه یا معارفه یا مخاصمه یا همه ی اینها باهم .ناگه دیدم در ۱۱سال و ۳ماه و ۶ روز بعد هستم .چیز خاصی تغیر نکرده بود .انچه بسیار به چشم می امد کلاس درسی بود در دانشگاهی در حوالی نی یا یش و اصلا هم ربطی به iriuنداردودر ان جمعي ديدم متمركز بر كلاس و متفرق از خود .واستادي كه نخواست معروف شود و خود خواست نا مكشوف بماند.

در اين كلاس گوشه اي انطرف تر "داد"استاده بر جمال ما مينگريست و طلب نمره مينمود از استاد الاول والاخر في ذلك الزمان" شهرام خان احمدي " كه استاد نمره اي ده تا پرفسوري ام در advertisingبگيرم.

استاد اهي كشيد ونظر به وجه "ساعد" نمود و به زبان اشاره گفت:هيهات من الذله.

در اي حال چنان دردي از شوق در قلبم پديدار شد كه بيرون شدم ازعالم غيب و به تير ماه 1385 برگشتم .

#دانشجويان عزيز به ارتباطهاي كلامي و غير كلامي سطور فوق و رموز بكار رفته توجه كنند.

*داد در ارتباط نوين مخفف دوست استاد دوست ميباشد   

نوشته شده توسط احمد در 8:20 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 
 
به امید دیدار
یا علی