تبليغاتX
حریر - تحلیل ارتباطی فیلم بید مجنون

دوشنبه پنجم تیر 1385

تحلیل ارتباطی فیلم بید مجنون

 .

 

 

 

 

 

تحلیل فیلم سینمائی بید مجنون     اثر : مجید مجیدی

 

۲۳/2 دقیقه :                                                                                               

پدر در مسابقه چوب ها در جوی آب از دختر بازنده می شود . دختر می گوید :

«تو وسط جوی گیر کردی» . این یک رمز و استعاره است . آب مظهر پاکی و صفاست و جوی آب نشانگر گذر زمان است .

 

44/4 دقیقه : زندگی طبق نظمی معین درحال گذر است . مکالمه درخصوص مراجعه به پزشک و همزمانی با بادی ناگهانی و شدید که همه ی نوشته های مرد (که به واقع دانش عرفانی او از مولویست) را درهم می ریزد و این خبراز توفانی در روال زندگی دارد . (استفاده از نشانه ها)

  

       2۰ /6 ـ 52/5 : حلقه ازدواج یوسف می افتد ]حلقه نماد زندگی مشترک است[ و به دنبال آن زن با همان دستی که حلقه به دست دارد به او در پیداکردن حلقه کمک می کند . تعبیر این سکانس می تواند نقش زن در مراقبت و پابرجاماندن زندگی مشترک باشد .

 

       55/7 : مناجات هایش که به خط بریل نوشته شده را در لابلای صفحات قرآن قدیمی می گذارد . قرآن برای ما ایندکس تقدس ، سوگند ، عهد و پیمان و وفای به عهدو نوعی امانتداریست .

     20/8 : مادر حرز را در جیب یوسف می گذارد . حرز در اعتقاد شیعه نماد قدرتی از جانب اوصیای خدا و خداست که با توسل به آن از آفات در امان می مانیم .

    در همین نما ، فاصله مادر با یوسف ـ تقریباً30 الی 40 سانتی متر است که نشانی از نزدیکی و قرابت باطنی آنهاست . همینطور حرکات دستها که در آن نشانی از تندی نیست و بالعکس نرم و آرامند . در صحنه بعد ، زاویه بین یوسف و رویا که زاویه ی صفر یا 180 است نشان از درکنار هم بودن و همراهی کردن دارد .

 

          06/9 : زاویه ی 90 بین دایی و یوسف تبیین همکاری است که دایی مشغول توضیح دادن اقدامات انجام شده در اروپاست .

         24/10 : اولین نمایشی که از کشور اروپایی دیده می شود {داخل شهر} نمای داخل تونلی است که انتهایش روشنایی است . این یک گذر زمان را بیان می کند . برای انسان نابینایی که قرار است به سرزمین روشنایی و بینایی پا گذارد .

          20/13 : یوسف صدای دخترش را گوش می دهد . ضبط صوت یک رسانه است . نوار که برای یوسف حلقه ی ارتباط با ایران، زندگی مشترک را دارد «می پیچد» گویی کارگردان خواسته اشاره داشته باشد به نقصی که بزودی در ارتباط این خانواده پیش خواهد آمد .

          04/14 : مرتضی وقتی روی نیمکت می نشیند زاویه تقریباً 90 است . او می خواهد نوار را درست کند  (همکاری)

           00/16 : صحبت از درخت است . مرتضی از گردو می گوید و یوسف از بید مجنون که برایش شانس و خاطره می آورد . مرتضی می گوید انتهای این راه {که زیبا و طولانیست} دریاچه ای بزرگ است {مظهر پاکی و صفا ، فراخی و عشق} شاید آنجا مجنونی هم پیدا شود . در این دیالوگ از ارتباط رمزی کلامی به خوبی استفاده شده است .

       35/17 : در لحظه ی راز و نیاز یوسف با خدا که حکایت از ایمان درونی او به خدا دارد به جای تصویر اصلی او ، تصویر او را در آب می بینیم . آینه یک ایندکس است که ما را به اصل جسم راهنمایی می کند . یعنی ما از تصویر در آینه به خود صاحب تصویر پی می بریم . ضمن اینکه در ادبیات فارسی و عرفان ؛ آینه نمادی برای دیدن درون واقعی خود است .

       55/20 : نمای از بالا که یوسف را در اتاقی با کف پوش شطرنجی به تصویر می کشد . زاویه دوربین مؤیدخواری و واماندگی و کوچک بودن انسان است و کف پوش شطرنجی می تواند موید آنهمه معما و مسائل پیچیده ی ذهن یوسف و بیننده باشد .

        15/22 : حرکت زوم دوربین از نمای باز به پرتره ی بسته ی یوسف می خواهد بگوید که اتفاق مهمی در یوسف درحال رخ دادن است .

         15/24 : یوسف اولین چیزی که می بیند مورچه است که باری را حمل می کند مورچه نماد سخت کوشی و تلاش و پشتکار است .

          27/28 : در سکانسی که نشان می دهد یوسف از اروپا به ایران می آید ؛ در فاصله ی بین دو فضا (اروپا و ایران) تصویر کاملاً قرمز می شود . استفاده از رنگی که تند است و در اینجا برای بیان نوعی خشونت و سختی در جداکردن یوسف از فضا و صفای قبلی زندگی بکار رفته است .

      30/30 : یوسف برای اولین بار با زیبائی های زمینی روبرو می شود . تفاوتهای ظاهری و قدرت انتخاب حتی در نگاه کردن به زنان و دختران و ...

         00/37 : یوسف بینا ، راهی را که قبلاً در نابینایی طی می کرد به درستی نمی رود و شاید این اشاره ایست به : پای استدلالیون چوبین بود .

         20/39 : رویا با زاویه ای 90 درجه درکنار یوسف که خواب است می نشیند .

          00/44 : در بازدید از خانه پدری ، خانه ایندکس گذشته است . عکسها آیکون اند و جاشمعی ها ، نقل و نبات و ... ایندکسی از زندگی سنتی اند و یوسف را به گذشته و سنتها نزدیک می کند .

         10/46 : یوسف خط را که می تواند یکی از مظاهر زندگی خاکی باشد می آموزد و همز مانی این آموزش با ورود پری به
خانه ی یوسف ، نمی تواند اتفاقی باشد .

          48 : در راه از طریق تلویزیون که یک رسانه است ، تصاویری از دیگر گوشه های زندگی انسانی می بیند .

         52 : بار دیگر از رنگ قرمز برای جداسازی سکانسها استفاده می شود . بار اول صفحه قرمز جداکننده ی دوران اعتقاد ، ایمان و خدایی بودن یوسف با دنیای هزاررنگ و جدیدش بود و اینجا قرمز جداکننده ی دنیای شک و تردید یوسف است با دنیایی که او مصمم می شود از فضایل زمینی استفاده کند . او در اینجا از شک گذشته و می خواهد به زمین برسد .

        54/52 : یوسف حرف رویا را قطع می کند . بلند می شود و به قهر می رود . زاویه بدن رویا با یوسف زاویه 90 درجه و همکارست اما یوسف آنرا عوض می کند و می رود .

        20/61 : رویا عکس یوسف و پری را می بیند . (ارتباط غیرکلامی)

          ۶۴    : رودررو ایستادن یوسف و رویا تقابل را می رساند .

        12/67 : وقتی یوسف در زیر باران از عشق پری ناامید می شود ، حرکت دوربین که از بالا او را نشان می دهد ؛ نشانی از خواری و واماندگی اوست . در همین حال دوربین با حرکت به پائین نمایی تقریباً بسته از رویا به تصویر می کشد که نشان از تحول رویا دارد و چنین نیز می شود .

       70 /69 : طرز قرارگرفتن مادر یوسف و یوسف تقابل است که یوسف می خواهد از آن بگریزد . که بعد با عصبانیت یوسف دقیقاً به تقابل و بحث می رسد .

        30/73 : اینجا ، فاصله ی بین دو سکانس با چند نیم صفحه ی قرمز (نه یکپارچه مثل قبل) صورت می گیرد و حکایتی دوباره از تردید یوسف است .

          45/77 : فرورفتن قرآن در آب (قرآن که برای یوسف همه چیز بود در آب غرق می شود می تواند نشانی از به آب رفتن همه چیز یوسف باشد)

          78 : در صحنه ای که یوسف مکتوبات را آتش می زند ، خودش و آتش پشت حصاری اند که از دیگر فضاها جدایند .

          50/80 : با دیدن عکس ارسالی توسط مرتضی که در آن بید دیده می شود . ؛ یوسف مجدد نابینا می شود . یوسف قبلاً از بید به عنوان نوعی خاطره یادکرده بود . اینجا نوعی رمز است یعنی یوسف با دیدن بید به یاد دوران تاریکی و به واقع طلایی خود افتاد هرچند ناخواسته .

لحظه ی پایانی : یوسف نوشته ی راز و نیازش را می خواند و دوباره مورچه ظاهر می شود .

نتیجه و استنباط کلی از فیلم ...

فیلم داستان تقابل انسانهاست با فرصتهایی که دارند . تقابلی که می تواند به تعادل تبدیل شود ولی اکثراً بخاطر غفلت انسان چنین نمی شود .

فیلم بیان حال انسانست که از تباهی با عجز و ناله و درخواست از خدا به خوبی و زندگی می رسد و آنجا همه چیز را فراموش می کند . می تواند تفسیر آیه ای باشد که می گوید آنها (مردگان و مشرکان) درخواست می کنند که به دنیا برگردیم تا جبران کنیم . حال اگر برگردند دوباره همان راه را می روند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط احمد در 2:57 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 
 
به امید دیدار
یا علی