یکشنبه یکم بهمن 1385
مخاطب؛ رسانه؛ تبليغات
در این مجال اگر بخواهم با روش و شیوه ی کارش و اینکه کدام کشورهای خارجی را دیده! کار نداشته باشم، اما لازم ميدانم یک نکته را بيان كنم.
ماجرا طبق روال تمام گفتگو های جذب آگهی پیش میرفت تا اینکه ناگهان نام بیلبورد و مطبوعات به میان امد. ایشان فی البداهه همه ی رسانه های عالم منهای TV را فاقد مخاطب، کارایی ، اثر بخشی ، نفوذپذیری و ...قلمداد کرده ، مهمترین و تنها راه انتشار آگهی های هر گونه محصول را همین یگانه رسانه ی پر سر و صدا و معرفی کردند.
وقتي از بازار هدف و مخاطب هدف و ميزان و شمار بيننده اين رسانه محبوب! در آن محدوده زماني و مكاني پرسيدم؛ جواب نشنيدم.هر چند صحبت !زيادي شنيدم.
امروزه شايد آنچه كه بيش از هر چيز ديگر در طرح ريزي رسانه( با همه ي زير مجموعه هايش )براي يك كمپين نويس تبليغاتي يا يك مشاور تبليغاتي مهم است آمار مخاطبان يا همان معرض نمايي رسانه است.
اينكه شبكه n تلويزيون چند بيننده دارد. تيراژ واقعي نشريه ي مورد نظر چندنسخه است. چقدر خواننده دارد. مخاطبان آن داراي چه ويژگيهاي رفتاري؛ اجتماعي؛طبقاتي و... هستند. و مسائل بسياري از اين قبيل در زمره علامت سوالهاي مهمي است كه فراروي تبليغات اين كشور است. آمارهاي غير رسمي و تاييد نشده اي در اين زمينه وجود دارد اما قطعا" كافي نيست. براي شفاف شدن آنچه به عنوان يك برنامه به اگهي دهنده ميدهيم و آنچه بايد سبب قوت قلب ما در ايمان به نتيجه ي حاصله دارد همين اطلاع دقيق از شرايط رسانه مد نظر است.
آقاي حسن بنانج در تبليغ از نوع جمعي به روش نيلسون و كارايي آن در تلويزيون اشاره نموده است.
آنچه امروز به عنوان يك نياز جدي مطرح است اگر با بي توجهي تحصيل كردگان تبليغات جدي گرفته نشود فردا به يك ضعف و معضل تبديل خواهد شد.

