جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386
بازاریابی و تبلیغات ارتباطی
پیش در آمد:
میدان ونک درست روبروی تلویزیون تصویری بزرگ آن ،صف تاکسی بودم. سه خانم مسن با صدایی بلند در مورد تابلو اظهار نظرهای جالبی میکردند:
- با این نور مسخره اش...
- پول بیت المال را هدر میدن....
- کسی که این تبلیغ ها را نگاه نمی کنه.........
- صبح تا شب داریم همین ..... را توی تلویزیون خانه مان می بینیم.... دیگه اینجا چرا؟
- پولشو بدن ملت برای خودشان تلویزیون بخرن...
.......
فلاش بک اول:
مک لوهان در آن جمله ی معروفش میگوید که " رسانه پیام است".
فلاش بک دوم:
ترم اول و در درس ارتباط جمعی تمام فریاد دکتر گیویان در تاکید بر«نگاه آیینی » و چند وجهی بودن ارتباط بود. اینکه مخاطب می تواند به منبع پیام ،خود پیام،رسانه و کل فرایند تاثیر گذارده و بطور دلخواه آنرا بپذیرد یا نپذیرد. در این بین نقش محیط نیز قابل توجه ویژه بود.
فلاش بک سوم:
ترم پیش در درس تولید رادیویی و تلویزیونی در تبلیغات ،دکتر تمجیدی مبحثی را بصورت عملی مطرح کردند که بسیار هم مورد توجه دوستان قرار گرفت. بحث اصلی دریافت پیام از یک اثر هنری (و در کار ما یک آگهی تبلیغاتی) بود. این کار را با دیدن عکس و تیزر انجام میدادیم.
درگیری:
دقایقی که در صف بودم به این آموزه ها و آنچه در محیط پیرامون خود می بینیم فکر میکردم. همه مدعی هستیم علم باید به زندگی ما کمک کند و کلا" علوم برای پیشرفت انسانها فعالیت داشته و پیشرفت می کنند. با خود زمزمه میکردم:
میان ماه من تا ماه گردون/تفاوت از زمین تا آسمان است
کمی بحث:
علم بازاریابی بیش از هر چیز بر اصول ارتباطی استوار است و تبلیغات نیز به عنوان یکی از نقش های برجسته این داستان, وقتی بنا دارد پس از طی فرایندی منجر به فروش شود ، کاملا" در وادی ارتباطات تجزیه و تحلیل میشود.
اینکه آیا تلویزیون بزرگ میدان ونک( و در یک تعمیم اجمالی در تلویزیون، نشریات،بیلبورد و..) برای طیف وسیعی از رهگذران (بینندگان،خوانندگان و...) همان کاربرد و معنایی را دارد که هدف طراح و خالق آن دنبال آن بوده , نکته ای بسیار حایز اهمیت و حیاتی در علم تبلیغات است.
نزدیک به آخر:
یقینا" مثل من اعتقاد دارید که زنان مثال ما نه نماینده ی تمام اقشار بیننده ی تبلیغ اند و نه خلاصه شده درهمین دو سه نفر.
بنابراین هرچه پیام، شیوه های ارائه و ابزارهای انتقال مناسبتر و هماهنگ تر با مخاطب انتخاب شوند احتمال دریافت غیر مرتبط و گاه کاملا" معکوس کاهش می یابد. هرچند ممکن است مخاطب آنرا با چشم، گوش و حواس خود ببیند و تجزیه و تحلیل کند.
آخر:
.............

